خیز مغزی را بهتر بشناسیم

به پاس زحمات استاد ارجمندم دکتر ابوالفضل جوادی،و با کسب اجازه از ایشان به انتشار این جزوه ی آموزشی مهم مینمایم.

یادداشت:عادت کرده ایم که مرگ هر کوه نوردی را در زرورقی از « حماسه » بپیچیم و سپس با وجدانی آزاد و سبکبار از کنار آن بگذریم . این رفتار تا اندازه ای ناشی از « تقدیر پذیری » دیرینه ماست ولی علت دیگری نیز در کار است: تجزیه و تحلیل سوانح کوه نوردی و ریشه یابی دلایل شکل گیری آنها کاری دشوار،  وقت گیر و مخاطره آمیز است که کمتر کسی حوصله پرداختن به آن را دارد.
کلیات: کوه گرفتگی1 در بر گیرنده طیفی از بیماریهای گوناگون است که با وجود منشا یکسان، تظاهرات آنها بسته به شرایط بیمار و محیط-  متفاوت است. از مهمترین بیماریهای این طیف می توان به خیز مغزی2 ، خیز ریوی3 ، کوه گرفتگی حاد4 ، خیز محیطی5 و ... اشاره کرد. خیز مغزی، آماس یا التهاب مغز است که موجب افزایش فشار درون جمجمه می شود. خیز مغزی ارتفاعات6،  پیامد کاهش غلظت اکسیژن در کوهستان و سازگار نشدن کوه نورد با آن است. بطور کلی واکنش بدن به افزایش ارتفاع در بالای 1600 متر به صورت افت کارایی ورزشی، بالای 3800 متر به شکل کمبود اکسیژن در ضمن فعالیت و استراحت و بالای 6000 متر به صورت اختلال جدی در سازگاری با شرایط محیطی و بیماریهای کشنده آشکار می شود.

همه گیرشناسی: 12% از همه کسانی که پا به ارتفاعات بالای 3000 متر می گذارند، دچار کوه گرفتگی می شوند. همچنین 67% از کسانی که با سرعت به ارتفاعات بالای 4000 متر صعود می کنند، گرفتار ارتفاع زدگی می گردند. از میان بیماران دچار کوه گرفتگی، 3% آنان گرفتار خیز مغزی می شوند. خیز مغزی ، بیش از همه در صعودهای بلند بویژه در کوه نوردانی که از اکسیژن استفاده نمی کنند- دیده می شود.

سیر و پیش آگهی بیماری: خیز مغزی، شکل شدید و غالبا کشنده کوه گرفتگی است که پیشرفت سریعی دارد. این بیماری، بیشتر به دنبال کوه گرفتگی حاد پدید می آید و در کسانی دیده می شود که با وجود نشانه های کوه گرفتگی حاد (سردرد، تهوع، کسالت و... ) به صعود ادامه می دهند. در برخی موارد، حضور بلند مدت در ارتفاعات بالا (مانند زمین گیر شدن در بارگاه آخر) نیز موجب پیدایش بیماری شده است. با توجه به سرشت غافلگیر کننده بیماری و سرعت پیشرفت آن، کوچکترین تاخیر در تشخیص و درمان موجب مرگ بیمار می شود.

نشانه های بیماری: در بیشتر موارد، نخست نشانه های کوه گرفتگی حاد مانند تهوع، سردرد، ضعف و بی اشتهایی در بیمار دیده می شود. در صورت ادامه صعود (و گاهی حتی با ماندن در همان ارتفاع) نشانه های ویژه خیز مغزی مانند عدم تعادل، سردرد، تغییر رفتار، افت هشیاری و ... آشکار می شوند. ترتیب پیدایش نشانه ها معمولا به صورت زیر است:

1 - گیجی و سردرگمی

2 تغییر رفتار و برخوردهای غیر منطقی

3 خستگی و واماندگی

4 عدم تعادل در راه رفتن

5 اختلال در گفتار

6 استفراغ

7 توهمات دیداری و شنیداری

8 کوری یا اختلالات بینایی

9 فلج یک عضو

10 حمله های تشنج

11 فلج کامل

12 کوما

از میان نشانه های بالا، تشدید سردرد، استفراغ پیاپی، خواب آلودگی شدید، حواس پرتی پیش رونده و تشنج را باید بیشتر جدی گرفت، زیرا بیانگر پیشرفت بیماری و وخیم شدن حال بیمار هستند.

ارزیابی بیمار: عدم تعادل و تلو تلو خوردن، سردرگمی و حواس پرتی، ضعف و خواب آلودگی از یافته های کلیدی تشخیص خیز مغزی هستند. از دیگر یافته ها می توان به افزایش ضربان و تنفس و تورم صورت و دستها اشاره کرد. سردرد متمرکز در پس سر نیز از نشانه های مهم است. از آنجایی که بیمار عموما به مشکل خود آگاهی ندارد، همراهان وی در تشخیص زودهنگام بیماری و آغاز روند درمان نقش کلیدی دارند. متاسفانه بخاطر ناآگاهی بیشتر کوه نوردان نسبت به این بیماری، دیگران هنگامی متوجه وضع خطرناک بیمار می شوند که او از پای در آمده و به پایان کار نزدیک شده است.

پیشگیری: در روند پیشگیری از خیز مغزی، باید به نکته های زیر توجه کرد:

 کوه نوردان سیگاری و الکلی باید پیش از آغاز صعود، مصرف سیگار و الکل را قطع کنند

صعود آرام و تدریجی، یکی از مهمترین راهکارهای پیشگیری از بیماریهای ارتفاع بویژه خیز مغزی - است

 در روزهای نخست حضور در ارتفاع، از کار جسمی سنگین خود داری کنید

در ارتفاعات بالا، مصرف اکسیژن در طول شب  می تواند در پیشگیری از بیماری موثر باشد.

 اثر داروهایی مانند استازولامید و دگزامتازون در پیشگیری از کوه گرفتگی مورد سوال است. 

  از سوی دیگر، اثرات جانبی این داروها بسیار جدی و گاهی خطرناک است. بنا بر این کاربرد آنها برای پیشگیری از بیماری، توصیه نمی شود.

درمان: خیز مغزی یک فوریت (اورژانس) پزشکی است. درمان اصلی و قطعی بیماری، پایین آوردن بیمار از ارتفاع است. گاهی حتی دویست متر کاهش ارتفاع هم می تواند نجات بخش باشد. یادمان باشد که هیچ اقدام درمانی دیگری نمی تواند جای کاهش ارتفاع را بگیرد. درمانهای دیگر مانند کیسه فشار (گامو)، اکسیژن، دگزامتازون و ... همگی نقش کمکی دارند و به هیچ روی نمی توانند جانشین پایین آوردن بیمار شوند. بهبود حاصل از این روشها گذراست و نباید از آن به عنوان فرصتی برای ادامه صعود استفاده کرد. کیسه فشار بویژه اگر با تجویز دگزامتازون همراه شود در روند ایجاد فرصت برای پایین آوردن بیمار، بسیار موثر است. با توجه به سبکی نسبی کیسه گامو (حدود هفت کیلوگرم) این کیسه را باید در لیست لوازم حیاتی تمامی صعودهای بلند جای داد. اکسیژن نیز نقشی اساسی در بهبود نشانه های بیماری دارد. حتی در صعودهای بی اکسیژن، باید یکی دو کپسول اکسیژن با ضمایم آن در لیست لوازم همگانی تیم قرار گیرد. از میان داروهای موثر بر خیز مغزی، نخست به دگزامتازون و سپس به استازولامید می توان اشاره کرد. برای مهار تهوع می توان از پرومتازین کمک گرفت و ایبوپروفن برای تسکین سردرد موثر است. زمان، مقدار و چگونگی مصرف داروها به شرایط بیمار و برنامه درمانی پزشک تیم بستگی دارد. پس از پایین آوردن بیمار، حتما باید وی را به مرکز درمانی تخصصی رساند تا در صورت نیاز، اقدامات درمانی تخصصی و کامل صورت گیرد.

نکته های کاربردی:

            در بسیاری از موارد، سردردهای ارتفاع به علتهای زمینه ای مانند سینوزیت، بیخوابی و ... نسبت داده می شوند در حالی که این گونه سردردها معمولا در پس سر ظاهر نمی شوند. گذشته از این، منطق حکم می کند که در کوهستان هر سردردی (و اصولا هر کسالتی) را به ارتفاع نسبت دهیم، مگر آن که خلافش ثابت شود.

     عدم تعادل، از کلیدهای تشخیصی خیز مغزی است. کوه نورد دچار خیز مغزی نمی تواند درست راه برود و مانند مستها تلو تلو می خورد. آزمون «حرکت در خط راست» روشی ساده و کاربردی برای تشخیص خیز مغزی است: از فرد مشکوک به بیماری بخواهید که مستقیم راه برود. اگر قادر به این کار نبود و به چپ و راست منحرف شد، قطعا دچار خیز مغزی است.

      گفتیم که بیشتر بیماران، نخست دچار کوه گرفتگی حاد می شوند. پس با توجه به نشانه های آشنای کوه گرفتگی حاد، بسادگی می توان احنمال بروز خیز مغزی را پیش بینی و با اقدامات مناسب از آن پیشگیری کرد. البته احتمال پیدایش بکباره خیز مغزی در کوه نوردانی که مدت زیادی در ارتفاعات بالا می مانند وجود دارد. پس کسانی که در بارگاههای مرتفع زمین گیر شده اند یا برای صعود در انتظار هوای خوب هستند، باید با دیدن نخستین نشانه های بیماری، بلافاصله و بدون اتلاف وقت بیمار را پایین بیاورند.

     نگه داشتن بیمار دچار خیز مغزی (یا دیگر اختلالات ارتفاع) در بارگاههای مرتفع، اندک شانس موجود برای نجات وی را نیز از بین می برد. تنها مورد مجاز ماندن در ارتفاع، کوه گرفتگی حاد در ساعات نخست صعود و ارتفاعات پایین است که با توقف صعود و استراحت کامل، برخی موارد بیماری بهبود می یابد. بدیهی است این موضوع به هیچ وجه شامل خیز مغزی و ارتفاعات بالا نمی شود.

       در ارتفاعات بالا، چیزی به نام «استراحت» وجود ندارد و صرف حضور در آن شرایط، در حکم تحمیل کار سنگین جسمی به بدن است. پس ماندن در بارگاههای مرتفع و انتظار کشیدن یا اقدام به درمانهای دارویی به امید بهبود بیماری، اقدامی پوچ و نابخردانه است. تجربیات موجود هم نشان می دهد که تا کنون کسی نتوانسته است بدون کم کردن ارتفاع، از چنگ این بیماری کشنده بگریزد.

 Mountain sickness

 Cerebral edema

Pulmonary edema

Acute mountain sickness

Peripheral edema

سفرنامه(منظوم نا منظم)

گردنه میش چال - تیر ماه ۱۳۸۷ (عکس از : آقای شعبانعلی ادیبی)

                               در مسیر عشق(در مسیر سه هزار )

وسط آفتاب تابان بود.......................

ادامه نوشته

کاش سال 92 زودتر تموم بشه

به یاد زولف نگون سان شاهدان چمن

ببین در آینه ی جویبار گریه ی بید.....

مصیبتهای 92 همچنان ادامه دارد

و اینبار دیزان در فراق کوهنورد عزیزمان شاد روان مهدی ادیبی به سوگ نشست.

مهدی عزیز در سانحه رانندگی عصر چهارشنبه چهارم دیماه یکهزار و سیصد و نود و دو، از بین ما رفت و عصر امروز به خاک سپرده شد

از ابراز همدردی جامعه ی ورزشی منطقه به ویژه هیئت کوهنوردی استان البرز،باشگاه کوهنوردی پیام ساوجبلاغ،هیئت کوهنوردی شهرستان ساوجبلاغ، انجمن کوهنوردان ایران(نمایندگی استان البرز) گروه کوهنوردی الرگ دیزان ،هیئت ورزشهای همگانی شهرستان طالقان،کارشناسی تربیت بدنی آموزش و پرورش استان البرز و شهرستانهای طالقان و ساوجبلاغ که در مراسم تشییع و تدفین عزیز از دست رفته مان شرکت کردند صمیمانه سپاسگزاریم. 

مهدی عزیز همیشه به یادت هستیم.

سفر بی خطر عمو پرویز

ای غایب از نظر ، به خدا می سپارمت

عمو پرویز خدا نگهدارت.........

عمو پرویز ، سفر بی خطر...............

عمو پرویز ...........

عمو پرویز،

حصارچال را بهشت می گفتی ........

بهشتت مآمن و مآوا (آمین)

عکس:نشاط کوهستان

http://neshate-koohestan.blogfa.com/tag/%D9%82%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%E2%80%8F-%DA%A9%D9%88%D9%87


روحت شاد دایی براتعلی

جامی است که عقل آفرین میزندش

صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش

این کوزه گر دهر چنین جام لطیف

می سازد و باز بر زمین می زندش

jpeg digital camera_5368.jpg

کوه بی نوای نی شبانه ات ،های های روز گاهانت بی صفاست

صد افسوس که صفای علم کوه تا شاه البرز - حصارچال تا عالیزن رفت.

روحت شاد دایی براتعلی.

پاکسازی بزرگ حاشیه شاهرود و سد طالقان

به اطلاع دوستداران محیط زیست در سراسر کشور می رساند 
شهریور برای طالقانیهای عزیز،ماه پاکسازی شاهرود و سّد طالقان از زباله برخی از گردشگران گرامی است.

300 نفر از عزیزانمان از سراسر کشور در پاکسازی اردیبهشت ماه 1392 شرکت کرده و با همت مثال زدنی خود 24000 کیلو (24 تن) زباله از حاشیه سّد طالقان جمع آوری کردند.

01 (1348).jpg

اما ریز برنامه در تابلوی زیر:

1236098_535428126522842_1753390163_n.jpg
شرکت برای عموم علاقمدان آزاد است.
عزیزان میتوانند به صورت خانوادگی و گروهی در برنامه شرکت فرمایند.
اطلاعات برای هماهنگی:
ایمیل : paksazi.talegan@gmail.com
تلفن : ( سیم کارت دیتا بدون توانایی تماس ) فقط اس ام اس 09218083019
با تشکر از همه کسانی که در این کار بزرگ شرکت میکنند.

سال 1392 و ما

توجیه غیبت طولانی


نرگس سفید - دامنه قله گردونه کوه - اردیبهشت 1392

فروردین عالی بود: گردش کردستان - مازندران - طالقان به همراه 3 تا کوه قشنگ و در پایان کافه کوه.

اردیبهشت عالیتر شروع شد: تولد نرگس - دو تا کوه فوق العاده - نجات دو کوهنورد قله دو هاله مهران.

dsc_8632.jpg

نمایی از چاکسر و گزرچال دیزان طالقان14 اردیبهشت 1392

نیمه دوم اردیبهشت شروع شد: عفونی شدن گوشهای نرگس در 11 روزگی ، به دنبال این مشکل دو جراحی پی در پی همسر و نگهداری از دو کودک امیر عباس 7 ساله و نرگس 16 روزه به مدت 11 روز به دلیل بستری مادرشان در بیمارستان.......... عجب سخت بود.........

نرگس ادیب - 12 تیر 1392

خرداد ترخیص همسر و آغازی پر از التهاب و خانواده ای بی روحیه از استرسی که از آزمایشها و مستندات پزشکی عایدمان میشد و همزمانی این مشکلات با امتحانات امیر حسین.

با پایان امتحانات بچه ها برای تجدید روحیه به طالقان میریم.

تنها سه روز از ورودمان به طالقان گذشته بود ، در حین کار ساختمانی ، تیر آهن 3 متری چشماشو بست و مستقیم افتاد روی پنجه ی پای من. شکستن دو انگشت و خانه نشینی 8 - 9 روزه برای من.

به محض بهبودی انگشتهای پای من، خبر بستری دایی براتعلی میرسه.


در ابتدا گمان بر بیماری ساده ای بود. اما گویی مسدود بودن رگ اصلی پاشون  موجب پارگی تمامی رگهای پای دایی شده و متاسفانه پای دایی دچار آسیب جدی میشه و بعد از کمسیونهای مختلف توسط متخصصین به نتیجه میرسند پای ایشون رو از بالای زانو قطع کنند.

دایی اما همان دایی است که تقریبا 45 سال در حصارچال و میش چال و رودخانه سه هزار و برور و علم چال زندگی کرده است.

حس زندگی در کوهها بدون دایی براتعلی تلخترین حس این روزهای منه. اصلا دلم نمیخواد برم کوه.

شاید بتونم با خودم کنار بیام اما واقعا صدایی دایی از تمامی صخره ها و قله ها به گوشم میرسه،

حالا او اسیر تخت بیمارستان حضرت رسول تهرانه.

تصور دیدن دایی بدون یک پا آنقدر برام وحشتناکه نمیتونم برم ملاقاتش.

براش دعا کنید.

اما وظیفه خودم می دونم از

دوستان قدیمی و عزیزم جناب آقای دکتر طباطبایی، خانم دکتر باقری - خانم دکتر قنائت - آقای دکتر واحدی و دکتر رفیعی- خانم دکتر کیان - دکتر قاسمی صمیمانه تشکر کنم.

از استاد حاج آقا پرویز ستوده و دوست عزیزشان بابت قرار و قولی که دادم و نتونستم درست و به موقع به قولم عمل کنم صمیمانه عذر خواهی کنم.امیدوارم به انسانیت و بزرگواریشان ببخشند.

از تمامی عزیزان گروه کوهنوردی الرگ و باشگاه پیام به علت بهم ریختن برنامه هایی که سرپرست یا راهنمای برنامه ها بودم و نتوانستم حضور یابم پوزش میخوام.

عزیزان کافه کوهی، بابت برنامه ای که قول دادم و نتونستم اجرا کنم بی نهایت شرمنده شدم.پوزش منو  بپذیرید. انشا ا... در اولین حضور در کافه برنامه ریزی و اجرا میکنیم.

از خانم احمدیان فر و استاد جعفر قوائد و همسر گرامیشان،به خاطر تماسهای مکرر و همراهی در تمامی این سختیها صمیمانه تشکر کنم.

از خواهر مهربان و بزرگوارم به خاطر همراهی و کمک بی دریغشون در نگهداری نرگس کوچولو بی نهایت ممنونم.

در تمامی این مدت همکار گرامی خانم فلاحی کمکهای فکری و روحی بسیار خوبی برای همسرم داشتند. امیدوارم بتونم گوشه ای از زحماتشان رو جبران کنم.

مسافرت نوروزی 1392

سرزمین سنگ و عشق و آب

گزارش سفرهای نوروزی ما به روایت تصویر به همراه توضیحی مختصر.

ستونهای سنگی معبد آناهیتا در شهر کنگاور - استان کرمانشاه

آبشار زیبای دربند شهر صحنه - استان کرمانشاه

امیدوارم این عید آغاز سالی پر از نشاط و برکت و سلامت برای تمامی انسانها در سراسر دنیا علی الخصوص جامعه کوهنوردی ، فرهنگی و سایر اقشار جامعه ایرانی باشه.

و تشکر ویژه از دوست کوهنورد و همکار فرهنگی عزیزم خانم سوسن رحمانزاده که در طول سفر همواره شرمنده ی لطف و مهربانی ایشان بودیم.

ادامه نوشته

نوروز باستانی

سال ها پیش از این، زیر یک سنگ، گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم ، همین

یک کمی خاک که دعایش،پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود

آرزویش همیشه،دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد،از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد، یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک برداشت،آسمان را در آن کاشت

خاک را ، توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک، توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی،من همان خاک خوشبخت، من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات،این همه از خدا دور هستم؟شعر: عرفان نظر آهاری                                          

و نوروز

این سنت نیکوی بجا مانده از نیاکان پاک نهادمان را با همه ی وسعت اهورایی اش به سرور می نشینیم.


نوروز باستانی بر همه ی ایرانیان فرخنده باد.

http://shoeyb20.persiangig.com/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%20%D9%88%20%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%20%D8%B9.%20%283%29.gifhttp://shoeyb20.persiangig.com/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%20%D9%88%20%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%20%D8%B9.%20%283%29.gifhttp://shoeyb20.persiangig.com/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%20%D9%88%20%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%20%D8%B9.%20%283%29.gifhttp://shoeyb20.persiangig.com/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%20%D9%88%20%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%DA%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%88%D9%86/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD%20%D8%B9.%20%283%29.gif

کافه کوه اسفند

دفعه قبل مرضیه کامنت گذاشت که گزارش کافه کوه بهمن خیلی طولانی بود ولی بالاخره خوندمش.

این دفعه دلیلی نمی بینم گزارش بنویسم.دلیلی بزرگتر برای نوشتن واقعیتها دارم.

از حقیقتی بزرگ و جمعی باور نکردنی که سرشار از مهربانی و انرژی بود.

این صمیمیت عصای دست ما خواهد بود در ادامه کوهنوردی و زندگی های روز مرّه مان.

هیجان کافه اسفند تمامی نداشت.

 صمیمیت و مهربانی حرف اول کافه اسفند است.

حضور پروانه کاظمی، پرستو ابریشمی و لیلا پیری به همراه خاص ترین فردی که دیدم (خانم آرام عزیز).

که به همراه همسر مهربانش آقا مرتضی و پسر گلشون حسن عزیز موجب شادی و هیجان بیشتر من شد.

                                                                                           عکس از: نشاط کوهستان

بالاخره سعادت نصیبم شد و من نویسنده ی کامنت های مامان حسن رو اینجا دیدم.

    

                                                                                           عکس از: نشاط کوهستان

مهمانان طالقانی که بزرگوارانه دعوتم را پذیرفتند و با حضور خودشون جمع ما رو کاملتر کردن.انشا ا... حضورشون دائمی خواهد بود.

خانم دکتر لیلا پیری هم با اجابت دعوت من،حسابی شرمنده ام کردند. امید که حضورشون پیوسته و دائمی  باشه.

آقا مرتضی و محسن و آقا مجید عزیز که از کوهنوردان خوب گروه الرگ هستند متاسفانه بنا به دلایل نامعلومی در آخرین لحظات بدقولی کردن و نیومدن.

زیباییهای کافه کوه وصف نشدنی است. زیباییهای کافه کوه تمام ناشدنی است.

عروس و داماد نازنین خرم آبادی با چهرهایی معصوم و دوست داشتنی حاضر بودن.خوشبختی این زوج جوان و آن زوج مخفی کافه کوه که به زودی ازشون شیرینی می گیریم رو صمیمانه آرزومندیم.

پراکندگی جغرافیایی این کافه کوه خیلی قابل توجه بود.

گرگان - قروه - سمنان - قم - کرج - طالقان - تهران.

در یک کلام ، کافه کوه: هر روز بهتر از دیروز.

گزارش صعود

قله : خاکین طالقان

مسیر: دیزان - فلک ویا - بهار چشمه - خاکین(3400 متر)

نفرات گروه: لطف ا... ادیبی - امیر حسین ادیبی - امیر محمد ادیبی

سرپرست برنامه: امیر محمد ادیبی

تاریخ صعود: 4 اسفند 1391

عکس و گزارش: امیر حسین ادیبی

برنامه از ساعت 5:30 دقیقه از روستای دیزان طالقان آغاز شد.

لطف ا... ادیبی و امیر محمد ادیبی در مسیر صخره ای و خطرناک

امیر حسین ادیبی و آبشار یخ زده ی ستادر

امیر محمد ادیبی جلودار و سرپرست گروه

صخره ی معروف دو شاخ در حال نظاره ی دیزان زمستانی

خونسردی و روحیه بر فراز صخره

خوردن صبحانه در هوایی سرد.نمایی زیبا از چشم انداز قله ی دوهاله

دورنمایی از قلل کهار و ناز طالقان

صعود در ساعت 11:45 صبح با موفقیت اجرا می شود.

استراحتی کوتاه بر فراز قله خاکین

مسیر بازگشت با حجم برف کم و فرودی آسان.

سرپرست برنامه  و چشم انداز زیبایی از روستای پراچان

ساعت 15:50 دقیقه عصر برنامه یکروزه ما به پایان رسید.

نکات مهم:

صعود بدون کرامپون همراه با خطرات فراوان می باشد.

در کل منطقه وضعیت آنتن دهی همراه اول بسیار عالی است.

به علت مدفون شدن چشمه ها زیر بهمن و برف تنها از آب درّه که بسیار زلال و بدون آلودگی است می توان استفاده کرد.

تجربه ی جدید:به علت وجود کل و بز در منطقه و ریزش سنگ،استفاده از کلاه محافظ ضروری می باشد.

و اما کافه کوه بهمن ماه1391

 فرشته،فرشته ی کافه کوه بهمن نیستن و اینطور کامنت میذارن:
بالاخره کی رفت کافه کوه؟؟؟

 اگه من رفته بودم که هزار باره عکس و گزارش گذاشته بودم..ای تنبلای...........

 و آقای  هزاری عزیز در تایید کامنت فرشته ی مهربان :

 درووووود .. یعنی کامنت فرشته بس بود دیگه ...
شاد باشی و پایدار 

و اینگونه است که اینگونه می شود..............

ساعت ۱۰:۴۵ صبح چهارشنبه است.تا اوایل صبح امروز تمامی وبلاگهای عزیزان کافه کوهی رو به دنبال اطلاع از وضعیت کافه ی بهمن ماه ، ورق زده ام ،اما هیچکدام خبری که مبنی بر دایر بودن کافه کوه باشد نداشتند.اینجا مدرسه است،هنرستانی بزرگ در دل شهری کوچک.زنگ ورزش،این زنگِ خاطره انگیز دوران مدرسه ی معلمی روستایی،با خاطرات حیاطِ دبیرستان آیت ا... شیخ مرتضی دیزانی با درختانِ چنارِ کهن که دور تا دور حیاط را مملو از زندگی کرده بودند و در دو سوی آستانه ی دروازه اش بیدهای مجنون سر بر زمین گذارده و عشوه گری می کردند.

من دلم را روی نرده های رنگارنگ و آهنین دبیرستان دیزان جا گذاشته ام.شاید هم از این رو باشد که اینک دچار آهن و سرب و آسفالت تقلّبی مفروش بر گستره ی زمین شهرها شده ام تا همچنان محسور(قابل توجه فرشته ی فرشته: این محسور به معنای حسرت خور می باشد) بر دیبای سبز گزرچال و دل در گرو زلالی چشمه سار پر خروش فلکدار مانده ام.

 گاهی تنبلی گریبان این معلم روستایی رو میگیره و وارد دفتر مدیر که از رفقای زمان تربیت معلم و دوستی صمیمی است می شوم و جستجویی گذرا بر اخبار کوه.ناگهان چشمم از حدقه در اومد.مکث ِ لی لی ساعت ۹ صبح خبر برقراری کافه بهمن رو به روی آنتن برده است.هم خوشحالم ،هم ناراحت،کمی عصبی میشم از اینکه چرا اینقدر دیر این پست رو گذاشته اند.دلخوشم که گاهی تنبلی هم می تواند چیز خوبی  باشد.

اینجا مدرسه است.......زنگ ورزش.........چهار سوی حیاط را که نگاه می کنی مملو از انرژی است و جوانی است و جوانی...... جوانان فوتبالیست ِ من چنان برای توپِ پُرز کرده و کهنه شان می جنگند که برای لحظاتی خود را در جایگاه ویژه ی ورزشگاه آزادی تصور میکنم. حسرت به دل می مانم برای یک لحظ ی این شور و شادی و جوانی بر باد رفته.........توپ والیبال چون تگرگ حصارچال از آسمان به سطح آسفالت خیابان همجوار فرود می آید و همچنان بالا و پایین می پَرَد.نوجوان امّا سراسیمه در پی اش دوان و .........آشوبی در دلم بر پاست که مبادا ماشینی بی هوا سر برسد.همزمان حواسم هست فردا کافه کوه داریم و غیبت غیر موجه همی نباید داشت.سید علیرضا عاشق داوری است،سوت در دست و دقیقه شمار بر گردن،قاطعانه بر خط طولی زمین فوتبال آمد و شد می کند و همه چیز در کنترل اوست.لذتی از این مدیریت او نصیبم می شود و آینده ای که نمیدانم برای او روشن است یا تاریک..... مملو از طعنه بر قداست کولینای ایتالیاست این سید علیرضا(دانش آموز سال دوم هنرستان - رشته الکترونیک).

چهارشنبه است و نزدیک ظهر........باید در مراسم عصر مسجدِ روستا  در ۹۳ کیلومتری هنرستان محل کارم ،برپاست،از این جهت که معمولا بر تسّلای عزیز سفر کرده ای گرد هم آییم.عصر هنگام اما با ممانعت مادر مهربان، دل چون کشتی به گل نشسته ای در سرمای استخوان سوز دیزان پهلو می گیرد. محبّت و صمیمیت روستا چنان دل گرمم می کند که سرمای زمستانش را بر ذهن و بدن راهی نباشد.عصر هنگام به پیشنهاد دوستان برای تمرین سبک در فردای این شب فکر میکنم و دروازه ای از ذهنم بر کافه کوه همچنان باز است که بروم یا نه؟و همچنان بیدارم.....زیر کرسی داغ هیزمی خانه ی پدری که حرارتش دلنشینی که نه،بل جان نشینی می کند.....در کلنجار تمرینِ برف و کافه کوه،سر انجام نوزاد یکساله ی عزیز مرا به خود می کشاند.......

در کوچه ی باریک کنار خانه ی آجر و سیمانی پدر سرازیرم که یا علی به سوی کافه کوه.

قندیلهای لبه ی بام کاه گلی همسایه چشمک می زنند.آفتاب زلال بالا آمده است.قندیلی را سر بریدم تا دلی خنک کنم.در چرق چرق شکستن قندیل زیر دندانها،چشمم به گله ی جهانشیر می افتد که دل بر زلالی چپ درّه سپرده است،از برای سیراب شدن.سگهای گلّه با دیدن یک هیولای قرمزِ غریبه هراسان و کنجکاوانه تعقیبم میکنند....... 

با نگاهی پر از حسرت به قله دوهاله و کمی آنسو تر بام زیبای طالقان..................قله ها اما گویی نهیب بر من دارند که هیییییی پسر ،کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قبای نقره ای قله ها پر از لکه و سیاهی است........ارتفاع برف با سالهای گذشته قابل مقایسه نیست.......

خداوندا باران رحمتت را بر ما نزول و خیر بفرما.(آمین)

 پراید رو استارت میزنم.کیلومتر ماشین رو صفر میکنم.تا شاید روزی سندی محکم باشد برای گفتن که بتوانم که بگویم و بگویم.مرکب طلایی این روزهای ایران در جاده های پر پیچ و خم طالقان،گویی صعود و فرودی لاکتیکیته دارد.......پیچ و خم جاده را می پایم تا پراید نازنین،که اخیرا گویا رسید به زانتیا(استغفرا...)به فرود غیر فنی در اعماق مهرات لت نائل نگردد.

هم اینک به اخبار 14:30 از رادیو خبر توجه فرمایید.و من در اتوبان پر ازدحام شهید همّت دیدار تابلوی خروجی مدرس شمالی را منتظرم.

ساعت 15:7 دقیقه میدان دربند.کیلومتر شمار عدد  ۲۱۳ را نشانم می دهد. از خودم می پرسم غیر از دیوانگی چه چیزی می تواند تو را به اینجا وصل کند؟حالا با دوستان عزیز مجازی خانم حسینی و  مونا خانم همراه شده ام.چشمم به دنبال دوستان کافه کوهی سیاهی می رود و در این اندیشه که مبادا در کافه هم اثری از کسی نباشد.

دیگر تا کافه کوه راهی نیست.اشتیاق دیدار عزیزان کافه ی دی ماه و ویژه ترین اتفاق این ماه بازگشت مسافر بیت ا... الحرام از دیار وحی و اشتیاق دیدار حاجی ستوده ی عزیز و گرفتن سوغاتی از دستان مبارک مسافرانِ کویر یزد،گویی قدمها را چون بال پرواز کرده اند.

یا الله

سلامٌ علیکم..............

بهرام عزیز،علی سعیدی،آقای بهاریوند و مرضیه که هنوز زنده است و سه جوان تازه نفس که اولین دیدارم با آنهاست..حالا مرضیه جانشین لی لی شده است.خبری از سایر عزیزانمان نیست.

غیبت آقای ثابتیان,پری بهشتی,شهناز قلی زاده,آقای حبیبی،حسین رضایی،عمو فرامرز و همسر گرامیشان،عمو فرشید،امیر حسین و هیئت همراه،مهدی فرهادی و همسر کوهنوردشان،لی لی رهنما،م. الف گرامی ،آقا بشیر عزیز و خانواده پر محبتشان،مرضیه و پنه لوپه،آقای زارع نازنین،لیلای شاعر،داداش مهدی و آرزوی عزیز سرکرده ی باند مخوف گوگوریو و جوانان اهل موسیقی شان و خانم نریمانی نمی تواند دلیلی باشد برای یاد نکردن از آنها.اینجا پر است از خوشمزه گیهای امیر حسین،خنده های دلنشین عمو فرامرز، مدیریت بحران حسین،و اجرای لی لی به همراه فرشته.هنوز طنینِ خوش تیکه های ناب عمو فرشید،خنده های خالص و بی ریای آرزو و مهدی شیطنتهای جوانان گوگوریو بر اریکه ی تخت گوشه ی سمت راست کافه در کافه وجود داره.سمینهار شوخی و بهانه ای شده تا بیشتر و بهتر به یادشان باشیم.

بهرام(اصلاحیه و الحاقیه:آقا شهرام) ماژیک به دست به کارگردانی آن هیولای قرمز دهاتی فنجان زیبایی رو بر روی کاغذ نقاشی می کند.به اصرار من بالای فنجان مینویسد*کافه کوه بهمن،بدون سمینهاریها* همه با هم غرق در خنده ایم.

سحر از راه می رسد.گویی به همراه برادر نازنینش آمده ،برادر روبروی من نشسته و او دل به کوه سپرده است.عکاسی در جریان است،سحر السادات همچنان با اشتیاق مشغول خوردن شیرینی است.

ناگهان چشمم به مرضیه می افتد،بیرون از کافه و پشتِ دخلِ کبابی روبروی کافه فریاد می زند کبابیه،کباب......بدو حراجش کردم.تا به خودش بجنبه سند مصوّری از شغل جدید مرضیه تهیه شد.

مراسم معارفه آغاز میشود. امیر ادیب خیلی ورّاجی می کند، امان از دیگران بریده است،مرضیه ی ریز نقش و زبل،علی سعیدی عزیز،بهرام عزیز،خانم سمیه حسینی که شناگر و غوّاص ماهری هستند،خانم مونا. سحر السّادات مجاب و برادر جوان ایشان آقای امین مجاب،آقا شهرام،نیمای عزیز.

و در آخر عکسی به یادگار و بازگشت به روزمره گیهای زندگی تا آینده ای نامعلوم.

نواقص و ادبیات روستایی منو ببخشید - با ارادت فراوان : امیر محمد ادیب 28 /11/1391
/**/

تردید در برگزاری کافه کوه بهمن ماه1391

این ماه اما کافه کوه مصادف شده است با همایش "ایرانیان و صعود های برون مرزی، تجربه ها، چالش ها افق ها" که گویا بسیاری از کافه کوهیان در این همایش حضور خواهند داشت.

از طرف جمعی از کافه کوهیان  که در این همایش حضور خواهند داشت در کامنت ها و تماس ها پیشنهاد شده است دیدار این ماه در این همایش صورت پذیرد.

تصمیم با شما، دیدار دوستان در قالب کافه کوه ِ این ماه می تواند با توجه به آراء شما در کافه محمد تهرانی باشد یا دراین همایش ...

مکث(در ستایش یکسالگی کافه کوه):داستان ِ آن کعبه ِ آرزو هامان شاید  خیلی مهم نباشد، نوشتمش تا یادم بماند چه زمانی تصمیم گرفتم در زندگی یا چیزی را نسازم یا هرگز تا جایی که در توان دارم اجازه ندهم ویران شود...درست از همانروز که لمس کردم ویرانی یک تلاش بزرگ چه حس بدی دارد چنین تصمیمی گرفتم..

نقل عینی:تارنمای مکث

پی نوشت:گویا کافه کوه بهمن ماه هم در تب صعود های خارجی و بلند و به قول معروف 8000 ی خواهد سوخت.

نکته:کافه کوه باید کافه کوه بماند.تنها نقطه ی مثبت این پست تارنمای مکث همین اجازه و حق انتخاب بود.

نتیجه:اگر مراقب کافه کوه،این نوزاد یکساله و نو پای عزیزمان نباشیم،به زودی کافه کوه در میان انبوه همایش های کم خاصیت و کم اثر محو خواهد شد.

تذکر:حصارچال یقین داره از طرف حتی کافه کوهی های عزیز مورد انتقاد شدید قرار میگیره ،اما فقط از جملات زیبا و طنز و تیکه های سراسر زهر و تلخندهای طنز کوه و عمو فرشید می ترسه.

آخرین جمله: شما رو به خدا کافه کوه رو در بدر نکنید.


untitled-1.jpg


دشت پیازچال و اولین جرقه های کوهنوردی در من

فقط  یازده سال داشتم و سال بعد باید کلاس پنجم ابتدایی درس می خوندم.تازه داشتم از دست کتکهای معلم کلاس چهارم عمو قربانعلی ادیبی خلاص می شدم.یادم نمی ره روزی که برای چیدن ریواس به ستادر* رفته بودم و فردای آن روز ضربه های شیش* عمو ادیبی در دستانم آرام می گرفت که چرا فصل امتحان از خانه بیرون آمدی؟

ادامه نوشته

فراخوان میزبانی هشتمین «صعود قلم»

 وبلاگ صعود قلم

با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد؛ بدینوسیله از کلیه‌ی وبلاگ نویسان مرتبط با کوه‌نوردی، طبیعت٬ محیط پاک کوهستان و همه‌ی علاقمندان این عرصه دعوت می شود در صورت تمایل به میزبانی هشتمین صعود قلم که درسال ۱۳۹۲ اجرا خواهد شد، پیشنهادات خود را با ذکر موارد زیر از تاریخ ۱ بهمن ماه سال جاری٬ تا پایان روز ۳۰ فروردین سال ۱۳۹۲ در قسمت نظرات وبلاگ صعود قلم درج نمایند.

۱- نام٬ ارتفاع و موقعیت قله یا مکان مورد نظر.
۲- نام افراد و مسئولین اجرایی.
۳- تاریخ دقیق پیشنهادی میزبان.
۴- زمان بندی اجرای برنامه در صورت امکان.
۵- مکان اجتماع و افتتاحیه ی برنامه٬ همراه با ظرفیت سالن.
۶- شرایط امکان اسکان افراد شرکت کننده.
۷- شرایط پذیرایی و تغذیه ی شرکت کنندگان در برنامه.
۸- وسیله ی ایاب و ذهاب.
۹- کلیه ی خدمات و امکانات جانبی دیگر.


توجه:
بندهای ۷ تا ۹ اختیاری بوده و به شرایط داوطلب یا داوطلبین میزبانی بستگی دارد.


-------------------
پی نوشت:
میزبان یا میزبان ها٬ تاریخ اجرای برنامه را جهت تداخل نداشتن با برگزاری امتحانات مدارس و دانشگاههای سراسر کشور در  پایان سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۲ مد نظر قرار دهند.
در صورتی که پیشنهادی برای میزبانی ارائه نگردید یا به هر دلیلی برای میزبان امکان برگزاری فراهم نشد٬ برنامه "به همان قله یا قله ای دیگر" به صوررت دانگانه برگزار می شود.
به محض دریافت هر پیشنهاد بلا فاصله جهت نمایش در وبلاگ درج خواهد شد.

                                                                                          ماخذ: کوه نوشت